شمس الدين حافظ
548
سفينه حافظ ( فارسى )
سپاس و منت و عزت خداى را كه نمود * ره نجات و شدم از حيات برخوردار به سال هفتصد و هفتاد بد كه در شيراز * تمام گشت به يك روز جمع اين اشعار به دشمنان منشين حافظا تولّا كن « 12 » * نجات خويش طلب كن بجان هشت و چهار حرامزاده و بدفعل و شوم و بىبنياد * بمدح شاه جهان كى كجا كند اقرار متابعت بمنافق « 13 » چه مىكنى بگذر * زياد كردن نامش هزار استغفار [ 1 ] قصيدهء دوم - در ستايش حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و خاندان او آن گلبن باغ وفا آن سرو بستان صفا * خورشيد برج ارتضا اعنى على مرتضى مقصود امر كن فكان « 1 » مطلوب اسم جسم و جان * مفتى درس انس و جان معنى حرف انّما « 2 »
--> ( 12 ) « تولى » هم نوشتهاند ، يعنى ولايت قرار دادن ، دوست داشتن و به كار كسى قيام كردن ( 13 ) دورو ، ظاهر و باطن مختلف . [ 1 ] پاورقى قصيدهء يكم - يكتائى اين قصيده را مشكوك و الحاقى مىداند ولى اغلب نسخ آن را اصيل و از حافظ ميدانند . ( 1 ) اشاره است به آيه - إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ( آيه 82 از سوره 36 يس ) جز اين نيست امرش چون خواهد چيزىرا ، آنكه مىگويد مر او را بشو پس مىشود ( 2 ) اشاره است به آيه : إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ ( سوره پنجم مائده آيه 61 ) جز اين نيست كه ولى شما خدا است و رسولش ، آنان كه گرويدند برپامىدارند نماز را و مىدهند زكات را وقتى كه ايشان در ركوعند . آقاى عبد الحسين نوائى در تاريخ آل مظفر مىگويد ، اشاره به آيه إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً قسمت اخير آيه 33 سوره 33 احزاب مىباشد